اگه هر چند وقت یکبار تو پیوند های وبلاگ گشت و گذار کنی، این نق و نوق کردن بنده رو تأیید می کنی که یکسری از برو بچه های هیئت خیلی دیر به دیر وبلاگاشون رو به روز می کنن. ولی یوسف عزیز از اون برو بچه های فعال و پاکارِ که وبلاگاش! همیشه به روزِ.
این شعر هم از سروده های یوسف رحیمی عزیز و آخرین پست وبلاگشونه.
دست بوس همه خادمان اهل بیت علیهم السلام علی الخصوص شعرا هستیم.
یا علی
هم پلكهای بی رمق و نيمه بسته ات
هم چشمهای نيلی و در خون نشسته ات
كم كم بساط قتل مرا جور می كنند
با زخمهای پهلوی درهم شكسته ات
فهميده ام چه آمده در كوچه بر سرت
از تار و پود معجر از هم گسسته ات
دستاس هم كنار غمت آب مي شود
با روضه های دم به دم دست خسته ات
مرثيّه خوان غربت ديرينه من است
اين چشمهای نيلی و در خون نشسته ات
...
يك روز می رسم به تماشای مرقدت
با زائران سينه زن دسته دسته ات

